پند میر حق
فرازی از بيانات مولي الموحدين
حضرت امير المؤمنين عليه السلام
درنهج البلاغه به نظم
پند مير حق
دلا دركـش طهـور جـام مـولا
از آن نهج البـلاغه راه والي
چو گفتا در شگفتم از بخيلان
همان مستغنيا ن چون فقيران
ذليلاني بسوي فقـر تازان
نمیداند كه فقر از او گريزان
شتابان پشت ثروت بهر فردا
فروهشت اين زمان شوخ ورعنا
چو مسكينان بسر برد اين جهاني
به وارثها رسـد آن گنج فا ني
چودر يـوم الحساب آيد به محشر
ز كردا ر پـليد ش خـا ك بر سر
خـداونـد ش بخواهد روز عُـقبا
(( يُحاسب هو حسابُ الاَ غنياء))را
*****
سپس آ نكس كه بر ا سب تكبر
نشسته فخر ورزد د ر جهان پُر
چو د يروزش برفت از ياد گو يي
كه بودش نطفه پُر گنـد و بويي
دگـر فرداي را گـو يي نـبيند
كه کرم و مور برلا شـه اش نشيند
بچسبد بر تن كرما ن و مـوران
كجا من مي تراود زين و از آن؟
چنين كس كبر و نخوت بر چه آرد؟
چرا يـادي ا زاين و آن نيا رد؟
*****
تعجب خـيزد م ا ز ديگري چو ن
ببيند ا ين جها ن و چرخ گردون
ولـي در آفـرينش شك گذ ا رد
به تر ديدي حقيـقت را رها ند
خدا از خار و گل باشد پد يدار
بيا از جهل و غفلت دست ميدار
و لـي كـا فـر به الـله و مـحمد
بجا نـش نور وحـدت مي نتا بد
*****
سپس با هـوش بي هوشي كه بـيند
بَـرند مُردا ر مَـردم او نـشيند
كه گويي كين جهان باقيست ، باقيست
ندانـسته كه اينجا دار فـاني است
و ديـگر منـكريـن بـر قيـا مـت
همـا نان كه ا سيـرند در رذا لت
چرا مبـداء خود را بردي از ياد؟
تو پندا ري جها ني ساخت برباد؟
تـو مبدء را بـديد ي و فراموش
چـو كردي آخرت را باش بر هوش
نمي دا ند هم ا و كـآورد او را
بـرد روزي تـن او را به عقبـا
*****
شگفتم با ز از آن كس اي عزيزان
ز بـهر اين جهان افتان و خيزان
پـي آبـاد ي د نـيـا ي د ونـنـد
فـقط دل پُـر زدرد از بهـر نونـند
سـراي آ خـرت ويـران ويـران
به رخش دارفـانـي تاخـت ميـران
ا لا اي نارنین بهتر از جان
توپند مير حـق بشنـو خرامان
دو گوش از قید وغفلت باز ميدار
نـداي شاه دین در گوش بسپار
بیا بـرگير جام از شاه خو بان
بسان بـلبل مـست گلـستان
سـر پُر مي زبان پُر نغمـه ترخوان
علي جـانم علي جانم علي جان
علیرضا زارعی نژاد
اسفند 1374 اسلامشهر شهرک سالور
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 18:48 توسط عليرضا زارعي نژاد
|
حمد و سپاس معبودی را سزاست که اولین و بزرگترین سوگند گذار قلم است و برای اهل قلم شرافتی خاص و جایگاهی ممتاز قایل.