علي بونه گير

يكي بود يكي نبود

زير گنبد كبود

جزخداي  مهربون هيچكس نبود

در جنوب غرب تهرون بزرگ

كنج اون شهر شلوغ

جاده ي  خاكي و طولاني بود

كه سر آذري رو دوخته بودش به ربــاط

بين اين جاده ي خاكي ِ پر از سنگ وكلوخ

يه ده كوچيكي بود

كه دوتا قلعه ناز

اززمانهاي دراز

  درپس مزرعه ي پنبه وسيفي و پياز

قامت برج و لبِ و بارو ي اون  پيدا بود

كه به آن  مي گفتن

قلعه بالا و پايين

و دو تا قنات زيباي و زلال

كز دهات بالا

كوره ها پيمودست

 سفره ی  معرفتش

نزد آنها وا بود

اسم اين جای قشنگ

از قديم سالور  است

  

مردمش ساده و خونگرم و نجيب

پی كشت و درو  و دام و رمه

از صفاي مردمش هرچي بگم بازم كمه

*****

توي اين ده قشنگ

ته يك كوچه تنگ

پسري كاكُل زري  

با موهاي فرفري

كه بهش ميگن علي 

حدوداً نزديك چاشت

پاشو به دنيا گذاشت

 

 مادرِ مثل گُلش

بچه رو توبغلش

با هزار تا  مرضي كه يك هو چپ  شد رو سرش

عاقبت محصول  كلي خون دل

پسري مردني گشته حاصلش 

علي كوچولوي ما

اولين سفر كه رفت امام رضا (ع)

آقامون امام رضا شفا دادش

قربون كبوتران حرمش

 

علي كوچولوي ما

حالا هفت ساله شده

  و همش دنبال يك بهونه تا نق بزنه

قلوه سنگاي توي كوچشونو

توسر شيشه ي سرتق بزنه

اگه ميپرسي چرا ؟

علي بونه گير ما

چون كه خيلي لاغر و مردني بود

علي شيره اي بهش بسته بودن

همونايي كه پدر سوخته بودن

گرچه بين بچه ها بزرگا هم  كم نبودن

لباي  گاله رو ندوخته  بودن

 

علي بونه گير حالا

  مثل تموم بچه ها بزرگ شده

قصه  قلعه و آبتني ِ ظهر توقنات

خالي بندي كه يه موز كاشته بودم  قد بابات 

آكاچوب زير بغل

 پرسه زدن تو كوچه ها

بدو آلاسگا دارم اي اهالي  آي جوونا

يا كه پای راديو

 قصه ظهر جمعه ها

پا برهنه گل كوچيك

دم قلعه با بچه ها

  ياد  قيش بازی يو توپ چوب و غم الك دولك

يا كه موزي گری تابلوی زندايی  ملك

رقص و آيينه و شمدون و كِل وساز و دهُل

كيسه بر صورتِ داماد تا بشه يدسته گل

همه فرمت شده از  فلاپی خاطره ها

گوئيا تو خواب بودن

همه شدن باد هوا

علي بونه گير ما

حالا شیش ساله كه تنگ غروبا

دست دختری تودستشِ

 باهم ميرن صفا   

دختري قشنگ و پر ناز و  ادا

  با موهاي فرفري

كه بهش ميگه... بابا

 

علي بونه گير ما

 درسته كه با با شده

رولبش جای سيبيل سيصد تا بيل پيدا شده  

ولی انگار دوباره به دردي مبتلا شده

 شايدم تواون كوچه يجوری  زابرا شده

بعد عمری نكنه

يه شخص خول و ديوونه 

شيره ای گفته بهش تامردم بخندونه

اما نه اينجوری نيست

  بهونه اش  قوی تره

كه حالا ها زسرش نمی پره

  

ته يك كوچه تنگ

علي بونه گيری بود

كه می شد يه بيست سالی

هيچ كسی تواون كوچه

صدا شو نشنيده بود

هميشه كله چاشت

پاشو تو هشتی می ذاشت

دنبال يه لقمه نون

از خونه می زد بيرون

  به اميد تو خدا

ذكر لا حول ولا

 

اما چيزي نگذشت

موسم خنده گذشت

شنيدم بازم علی نق می زنه

شنيدم مشت شو تُو

شيشه سرتق ميزنه

 شنيدم كه زندايش گفته كه ديوونه شده

آخه آدم عاقل كه شيشه رو نمی شكنه

شنيدم بعد يه عمر همسايگی

تازه حق خواهری با زندای  ادا شده

 

شنيدی میگن علی گدا شده ؟

از همه پول می گيره مرتيكه بی حيا شده ؟

 شنيدی يه ساله دختِ  فرفريش

توی يك بيابونی همبازی سگا شده ؟

يا كه از سرما لب و دستاي  اون

مثه يك تيكه ذغال سياه تر از سيا  شده

واسه چی  بازم علي نق ميزنه

مشتشو توشيشه سرتق ميزنه 

 

يكي بود يكي نبود

دخترِ نازِ كبود

اگه روزي شنيدی

پدری از پسرش قهر بكنه

ـ بخاطر چارتا شيشه – اونم يه سال ـ بروت نيار

  دروغه ميگن به پاسگاه كشيده

ـ احضاريه ببر وبيار ـ بروت نيار

دخترم اگه ديدی

 دنيا پُر از دورنگيه – بروت نيار

صفت بوقلمو

محور هر قشنگيه – بروت نيار 

اگه آدم ول و معتاد و گرگِ  بي حيا  

ديدي كُنج كوچه ها

داره جف جف از سرو ته ش ميره

 خودتو نكش كنار

برو سمت اون بابا

 چشماتو  زير  پاش  بزار

اگه آدم خوبی بعد يه عمر جايی ديدی

شتر ديدی نديدی

 نكنه رو بش بدی

 تُف كن تو روش

مثل كشك آبروش

دخترم بابات بايد تقاص بده

تا همه يه رنگي ها شو 

 پس بده  

آخه آدم عاقل هم به كسي لطف ميكنه

نه بابا همون كه گفتم  تو روشون

 تف ميكنه

دخترم

بعد يه عمری  كش مكش

را براه  گفتن با او بزرگترا

پسر گوش بل بلی  كوتابيا

تو آخه بزرگتری كوتا بيا

 گوگوري تو بهتری  از دادا سر برا تری

كوتاه بيا

با آدمهای خلاف نمی پری كوتاه بيا

توسرا

 واسه خودت توام سری

 

 آفرين چه پسری 

گو گوری ور نپری

چی ميشه بازم كمی بار ببری

يموقع فكر نكنی ميگم خری 

نه ننه

جون خودت ... تو بهتری

پسرم تو بسپارش دستِ خدا

تو نگاه نكن به اون آدم بدا

  ها ننه جون خودت تو بهتری

نكنه سمت شكايت بپری

گوگوری  غصه نخور طاقت بيار

به ابوالفضل علی  اون رو سپار

پسرم غصه نخور بهار مياد

فكر كنم كمبزه  با خيار مياد

 

اماپيش خودمون باشه جايی درز نكنه

              كه ميگن بزرگترا ((علی خر خودمو نه ))

                              هرچی كه بهش بگیم گـوش ميكنه

                                        هرچی كه بهش بگیم گـوش ميكنه