اسیر عشق

اسیرعشق
اسیر عشق توام ای تب ترانه ی من
غلام روی توام ای رواق خانه ی من
به شوخ چشم شرر بار تو قسم که شبی
رها نکرده مرا گریه ی شبانه ی من
بیا و چشم من ره نشین منور کن
قدم گذار بر این دشت بی کرانه ی من
من از زمان ازل بذر خاک راه توام
شراب عشق تو شد مایه ی جوانه ی من
من از لبان تو یک آسمان شفق چیدم
بیا که روی تو شد لیلی زمانه ی من
چو قطره قطره خون مرا سر کشد عدو فراق
تو را رها نکنم عشق پر فسانه ی من
۲۲ / اردیبهشت ۱۳۷۶
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۰ ساعت 0:36 توسط عليرضا زارعي نژاد
|
حمد و سپاس معبودی را سزاست که اولین و بزرگترین سوگند گذار قلم است و برای اهل قلم شرافتی خاص و جایگاهی ممتاز قایل.