سجده ی دل
بهترین کارها پس از ایمان به خدا دوستی با مردم است
(کنزالعمال ،ج۹، ص۵)
سجده ی دل
ای همه روی تو چون ماه و همه مهر تو جُود
گشته از صورت مهتاب تو مهتاب کبود
دوش در حلقه ی دل مطلع سر مشق تو بود
نکته ها رفت بر آن گر چه بدانم نشنُود
علم و عرفان و خرابات سه دام راه اند
بارک ا... سماوات به کس گفت شنود؟
بی سبب نیست اگر از همه عالم رسته
بر سر کوی تو افتاد دلم سر به سجود
بی خود از خود شده مستم به لبی شکّر ریز
آبرو خسته ی ره بود - کمی رفت غَنُود
من و معشوقه و مژگان سیاه و لب لعل
از دل گمشده در دوست خبر بود نبود
سر تو باد سلامت که سرم پُر می کرد
عشق در ساغر جان کرد و غم کهنه زدود
کاش ای ظلمت شب ،عمر تو را تا به ابد
کور ِ مهر ِ صنمی ماه شدم نور چه سود؟
حمد و سپاس معبودی را سزاست که اولین و بزرگترین سوگند گذار قلم است و برای اهل قلم شرافتی خاص و جایگاهی ممتاز قایل.