ای کاش
ای کاش حقیقت رخ زیبای تو میدید
ای کاش بنفشه لب بیتای تو میدید
ای کاش شقایق ثمر داغ نمی گشت
تا چشم من آن خنده شیوای تو میدید
ای کاش شبی صاعقه این سینه شکافد
تا خلق از این سینه تمنای تو میدید
ای کاش سمند غزلم رام دلم بود
بر دشت تو آن سبزه ی گیرای تو میدید
ای کاش جنون عشق تو با هجر نمی کاشت
این روز من و هق هق شبهای تو میدید
ای کاش علی در تب چشمان تو می مرد
تا هر شب جمعه قد و بالای تو میدید
11/اردیبهشت/1376
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۰ ساعت 1:12 توسط عليرضا زارعي نژاد
|
حمد و سپاس معبودی را سزاست که اولین و بزرگترین سوگند گذار قلم است و برای اهل قلم شرافتی خاص و جایگاهی ممتاز قایل.