انتظار عشق
بیچاره ام ز روی مه ات آبشار عشق
مجنون مستم از دو لبت می گسار عشق
جویای حال ما نشدی در گذار هجر
عمری به ره نشستم وچشم انتظار عشق
گردد اگر غبار رهت توتیای چشم
روشن شود دو دیده از آن گلعذار عشق
تاج پُر از ستاره ای ای نو بهار عمر
بر سر گذارمت چو رسم در کنار عشق
پیمانه ام مده تو دگر پیر می فروش
من عاشقم به بوسه از دو لب آبدار عشق
خواهد شدن بسر غم هجران روی دوست
نوشد علی شبی زمی خوشگوار عشق
18/اردیبهشت/1376
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۰ ساعت 1:29 توسط عليرضا زارعي نژاد
|
حمد و سپاس معبودی را سزاست که اولین و بزرگترین سوگند گذار قلم است و برای اهل قلم شرافتی خاص و جایگاهی ممتاز قایل.