بی تاب
امشب چه بی تابی دلم
گویی نمی خوابی دلم
تا بوق سگ بنشسته ای
در سینه می کاوی دلم
شاید نهانی دیده ای
اشکم که غلطان گشته بود
اسرار نا پیدای دل
از دیده پیدا گشته بود
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۰ ساعت 2:0 توسط عليرضا زارعي نژاد
|
حمد و سپاس معبودی را سزاست که اولین و بزرگترین سوگند گذار قلم است و برای اهل قلم شرافتی خاص و جایگاهی ممتاز قایل.